حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 224
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
جنگهاى هرقل هرقل با قشون خود در 622 م . از بوغاز هلّسپن ( داردانل امروزى ) گذشت و در ايسّوس « 1 » به خشگى درآمد در نزديكى ارمنستان جنگي بين او و شهر براز روى داد كه بفتح روميها خاتمه يافت و پس از آن هرقل به قسطنطنيّه مراجعت كرد در سال بعد با مردمان شمالى مانند خزرها و غيره همدست شده از طرف لازيكا به طرف ايران قشونكشى نمود و خسرو با لشگرى مركّب از چهل هزار نفر سپاهى به شيز ( واقع در آذربايجان ) شتافته باردوهاى خود امر كرد كه نيز به طرف دشمن بشتابند و ليكن قبل از اجتماع اردوهاى ايران هرقل جنگ كرده فاتح شد و پس از آن بغارت شهرهاى ايران پرداخته آتشكدهها را خراب نمود ( 623 م . ) از جمله آتشكده آذرگشناسپ بود در سال بعد خسرو خواست حمله بارّان برده قواى هرقل را معدوم كند و به سه اردوى خود امر كرد بدانطرف بشتابند ولى هرقل پيشدستى كرده بارمنستان وارد شد و قبل از اينكه اردوهاى ايران بهم ملحق شوند با هريك جداگانه جنگ كرده فاتح گرديد محاصره قسطنطنيّه خسرو پرويز كه از فتوحات قيصر روم مضطرب شده بود خواست يك ضربت قطعى بروميها وارد نمايد و با اين مقصود آخرين جدّ خود را به كار برده دو اردوي بزرگ تشكيل داد يك اردو در تحت سردارى شاهين مأمور شد قسطنطنيّه را محاصره كرده و با آوارها متّحد شده آن را تسخير نمايد و اردوى ديگر بر ضدّ هرقل عمليّات كند ( 626 م . ) هرقل قوائى براى محافظت قسطنطنيّه گذاشته خود به طرف لازيكا روانه شد و از آنجا به تفليس حمله برد ولى موفّق نشد ساخلو قسطنطنيّه با شاهين جنگ كرد و از جهت تند بادى كه مخالف قشون ايران وزيده خاك را به روى سپاه ايران ميزد موفّق شد آن را عقب نشانده شهر كالسدن را پس بگيرد شاهين بعد از اين جنگ از اين جهت كه مورد غضب خسرو واقع شده بود
--> ( 1 ) - اين همان محلّى است كه ميدان جنگ اسكندر با داريوش بود